محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

837

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

ابراهيم عليه السّلم ، و نيرو بران سنگ همىكرد تا دستش بر سر ديوار همىرسيد ، اثر پاى ابراهيم عليه السّلم بدان سنگ اندر گرفت . گروهى از علما گويند كه مقام ابراهيم عليه السّلم اينست كه حجّاج زيارت كند . و گروهى گويند از علما كه نه مقام ابراهيم عليه السّلام آن سنگ است كه ابراهيم عليه السّلم به زيارت اسمعيل فراز آمد كه اسماعيل به خانه نبود ، زن اسمعيل مر ابراهيم را عليه السّلم گفت فرود آى تا گرد از سر [ و ] ريش تو پاك كنم . ابراهيم را سوگند بود ، فرو نتوانست آمد ، يكى پاى اندر ركاب همى داشت و ديگر پاى بران سنگ نهاد ، و نيرو بران سنگ كرد ، اثر پاى ابراهيم عليه السّلم بدان سنگ اندر ماند . اكنون مقام ابراهيم آنست . پس چون ديوار تمام شد و كار به آسمانه رسيد ، ملك حبشه [ را ] از روم چهل كشتى چوب آورده بودند ، و كشتى غرقه شده بود ، و آن چوبها بجدّه نهاده بودند . اهل مكّه آن چوبها بخواستند از ملك حبشه ، ايشان را داد . و ابراهيم و اسمعيل عليهم السّلم مران خانه تمام كردند . پس چون خانه تمام شد ابراهيم عليه السّلم خواست كه بشام باز آيد تا نزديك ساره . جبريل « 1 » عليه السّلم بيامد مرو را گفت مردمان را بحجّ خوان بدين جاى كه من اين جاى را عزيز كرده‌ام . چنان كه گفت قوله عزّ و جلّ :

--> ( 1 ) ( از سطر سوم اين صفحه ) - اكنون گويند مقام ابراهيم اينست ، آن را حجاج زيارت كنند . گروهى گويند آنست كه ياد كرديم كه پاى از اشتر باز آورد . پس ابراهيم و اسماعيل آن خانه را تمام كردند . پس چون تمام شد ابراهيم خواست كه باز شام رود بر ساره . جبرئيل . ( خ ) - و داستان چوب ملك حبشه در چهار نسخهء « صو . نا . خ . ب » نيست .